این روزها می گذره و روزی که خیلی دیر هم نیست سایه جنگ از سر کشور برداشته میشه. اون روز شاید به نگرانی های امروزمون بخندیم. کاری نداریم که روسیاهی می مونه برای اونایی که تو این روزها سمت دشمن وایستادن و از حمله به خاک کشورمون حمایت کردن اما چیزی که مهمتره اینه که باید هر چه زودتر از این التهاب و بلاتکلیفی خارج بشه کشور.
شاید چند سال طول بکشه این وضعیت و نباید همه چیمونو معطل این وضعیت نه جنگ نه صلح کنیم . باید به زندگی ادامه داد. هنرمندان باید فعالیتشون رو از سر بگیرن. کارهای اقتصادی هر چند در ابهام ایجاد شده خیلی سخت شده ولی به هر حال باید دوباره بلند شیم و حرکت کنیم.
ما تجربه جنگ هشت ساله رو داشتیم و و در اون ایام هیچی تعطیل نبود. مردم زندگیشونو می کردن و با سبک دهه شصتیش همه چی در جریان بود. فیلم و سریال ها و کنسرت ها چرا باید تعطیل باشه ؟ هنرمندان همین روزهاست که رسالت اصلی امید دادن به جامعه ر.و دارن و در همین وضعیت غایب اصلی هستن.
حتی معتقدم باید نقد اقداماتی که باعث شد کشور به این وضع بیافته از همین حالا ابتداه بشه. کسانی که با تنگ نظری بخش زیادی از جامعه و سلیقه شون رو به رسمیت نشناختن در بروز این وضعیت مقصر اصلی هستند. تکثرگرایی و نگاه ایران برای همه مردم ایران کمی در جنگ شکل گرفت و باید کسانی که با این وحدت مخالف بودن و هستند به چالش جدی کشیده بشن.
زندگی ادامه داره و نباید همه چی معلق و بلاتکلیف بمونه که انتظار بکشیم کی جنگ تموم میشه. باید زندگی کنیم. باید امید داد. باید شاد بود و شادی رو گسترش داد.
برچسب:
نویسنده: زهرا میرزاده